به نظر من، کسایی که بعد از ازدواج، رابطشون رو با جنس مخالف قطع/محدود میکنن، یا همیشه از اون رابطه انتظار بیشتری داشتن، یا به خودشون اعتماد ندارن.
Saturday, June 6, 2009
بازم نکته!
به نظر من، کسایی که بعد از ازدواج، رابطشون رو با جنس مخالف قطع/محدود میکنن، یا همیشه از اون رابطه انتظار بیشتری داشتن، یا به خودشون اعتماد ندارن.
Tuesday, June 2, 2009
معیار انتخاب - قسمت دوم
در شرایط فعلی، کمتر از دو هفته قبل از انتخابات، به نظر میرسد که هر دو نامزد به اصطلاح "اصلاح طلب" در شرایط رقابتی خوبی قرار دارند. در چنین موقعیتی بسیاری بر سر این دو راهی قرار میگیرند که به کدامیک از این دو نفر رای بدهند، کسی که از نظر اعتقاد یا استراتژی به آنها نزدیک تر است یا کسی که رای بیشتری می آورد. بنا برتحلیل های مختلفی که این چند روزه خوانده ام احتمال زیادی وجود دارد که انتخابات به دور دوم کشیده شود. اگر به قول آقای زید آبادی در دوردوم دو نامزد اصلاح طلب مقابل هم قرار گیرند بهتر است در دور اول و دوم به کسی رای دهیم که بیشتر قبولش داریم. اگر هم یکی از این دو مقابل احمدی نژاد باشد که در دور دوم این فرصت هست که فقط ضد احمدی نژاد رای دهیم.
اما انتخاب بین کروبی و موسوی و تشخیص اینکه کدامیک به معیارهای ما نزدیکترند مستلزم اینست که اول تعیین کنیم که کدام معیارها برای ما حیاتی تر هستند. من و چند تا از دوستان با هم قرار گذاشتیم که تا آخر این هفته هرکداممان پنج معیار که برای رییس جمهورشدن به نظرمان حیاتی تر هستند را تعیین و به دقت تعریف کنیم و سپس موسوی، کروبی و احمدی نژاد را در هر کدام از این معیار ها طبقه بندی کنیم. برای مثال (تاکید میکنم برای مثال) فرض کنید سیاست خارجی، شجاعت در عمل، صراحت لهجه، مشاورین و اطرافیان با سواد و توانا و ارتباط خوب با رهبر پنج معیاراصلی من باشند. در سیاست خارجی من به موسوی نمره یک، به احمدی نژاد نمره دو و به کروبی نمره سه میدهم. دلیلم هم اینست که به ترتیب نزولی این سه تجربه بیشتری در رویارویی با سایر کشورها داشته اند. اما در صراحت لهجه به نظر من کروبی، احمدی نژاد و موسوی به ترتیب نزولی طبقه بندی میشوند و الی آخر.
انجام این تمرین تا اینجا به من یاد داده که اولا بنشینم و وقت بگذارم و معیارهای اصلیم را مشخص کنم، کاری که تا کنون نکرده بودم. ثانیاٌ وقتی که پای طبقه بندی به میان می آید میبینم که احمدی نژاد آنقدرها هم که من فکر میکردم بد نیست، البته مسلماٌ فقط و فقط در مقایسه با گزینه های موجود! (چیزی که کمانگیر در یکی از یادداشتهای قبلیش به آن اشاره دارد). پیشنهاد میکنم که در فرصت باقی مانده شما هم اینکار را بکنید. اگر موافق باشید میتوانیم نتایج را به اشتراک بگذاریم و با هم مقایسه کنیم.
تشکر
Thursday, May 28, 2009
Monday, May 25, 2009
معیار انتخاب
همانطور که در نوشته آخر کمانگیر آمده صرف رأی دادن به هر کاندیدا غیر احمدی نژاد فقط برای جلوگیری از تمدید دوره اش به نظر من هم تصمیم علمی، عاقلانه و حساب شده ای نیست و بیشتر شبیه یک عمل شتابزده و احساسی برای رهایی از بحران فعلی وبدون توجه به عواقب بلند مدت آن است.
در این وبلاگ تا حالا چند پست راجع به انتخابات و چند تا هم راجع به تصمیم گیری نوشته شده اند. با توجه به نزدیکی شدید زمان انتخابات جا دارد که این دو موضوع رو به هم پیوند دهیم و روشی بهبود یافته برای انتخاب بین رأی دادن یا ندادن و همچنین انتخاب بین کاندیدا ها پیدا کنیم.
درنوشته های آغازین از این سرفصل فرض را براین میگذارم که تصمیم به رأی دادن گرفته ایم - یا حداقل به طور قطع تصمیم به رأی ندادن نداریم – و می کوشم که معیارهایی برای انتخاب بهترین گزینه پیدا کنم. امیدم بر آن است که در پایان یک سلسله نوشتار بتوانم جدولی مقایسه ای برای کمک به تصمیم گیری تنظیم کنم.
اگر ما بتوانیم روی یک رشته از معیارهایی که در جهان برای محک زدن عملکرد رییس دولت درنظر میگیرند توافق کنیم و به آنها معیارهایی که در شرایط کنونی برای ما ایرانیان حیاتی هستند را هم به آنها اضافه کنیم و سپس عملکرد گذشته و برنامه کنونی هریک از نامزدها را نسبت به این معیارها بسنجیم شاید بتوانیم فرق بین بد و بدتر را بهتر درک کنیم.
خوشبختانه هر سه نامزد پیشتاز این انتخابات کارنامه مفصلی از عملکردهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر جای گذاشته اند. بنابرین در صورت ارایه تعریف کاملی از معیارها وبا مراجعه به آمار، ارقام و اخبار بیست سی سال گذشته باید بتوان مقایسه نسبتاً جامعی بین این سه کاندیدا انجام داد. البته این کار باید با در نظر گرفتن زمان وقوع هر کدام از این اعمال و شرایط خاص آن دوره همچون جنگ، قیمت نفت و غیره انجام گیرد.
Decision Making-4
خوب، تو این نوشته، میخوام یک سری مرحله رو که میتونه در تصمیم گیریها کمک کنه معرفی کنم. [بیشتر این مطلب، ترجمهٔ یک سری مقاله است در مبحث اخلاق با دخل و تصرف خودم] این پروسه، کم کم خودکار و با سرعت انجام میگیره.
باید همین جا بگم که هدف من تو نوشتهٔ اول، تصمیم گیریهای روزانه بود و اینکه چه جوری میشه به افراد، یاد داد که سریع و بهینه تصمیم بگیرن، بدون اینکه فقط بهشون گفت شجاع باشید، اونت گارد باشید و .... دنبال یک سری روش بودم که بشه به یک آدم که ۲۰-۳۰ سالشه گفت که اقلاً اونارو دنبال کنه و بعدش کم کم، خودکار اونارو انجام بده...
اول باید خود مساله رو تجزیه تحلیل کنیم، که آیا ممکنه به ضرر فرد یا گروهی باشه یا نه، که آیا این تصمیم، انتخاب بین خوب و بده یا نه، مسالهیی که برمیگرده به حفظ یک سری قوانین یا اینکه یک راهیه که میتونه سریع نتیجه بده؟و...
در مرحلهٔ بعدی، باید ببینیم که اطلاعات کافی برای تصمیم گیری داریم یا نه، که آیا میشه بازم اطلاعات دربارش به دست آورد یا نه، چه نفعی به چه گروه افرادی میرسونه، افرادی که این قضیه بهشون برمیگرده در نظر گرفته شدن یا نه و ...
در مرحلهٔ بعدی، باید هر گزینه رو بسنجیم، که کدومشون بیشترین سود رو داره و کمترین ضرر، کدوم گزینه منفعت افرادی که دخیل هستند یا تاثیر میذاره روشون رو پوشش میده، کدوم گزینه، بیشتر به نفع جامعه است و افراد رو متناسب با خودشون در نظر میگیره،و شاید از همه مهم تر اینکه انتخاب کدوم گزینه گویای آدمیه که خود شخص میخواد باشه؟
بقیهٔ بحث در نوشتهای بعدی!