هوای سرزمینهای دگر دارم
من از بیهوده موندن . خسته ام . خسته
هوای رفتن و رفتن به سر دارم
...
خواننده : احمد رضا نبی زاده
خواننده : احمد رضا نبی زاده
از آنجا که شرایط کنونی در کشور بسیار حساس میباشد و رسانه های بیگانه موشکافانه قضایای ایران را دنبال و اخبار مربوطه را منتشر میکنند بدینوسیله به کلیه احزاب، گروهها، گروهکها، جبهه ها، مجامع، مراجع، روحانیون، سیاسیون و خلاصه هرکسی که هرگونه خبر، بیانیه، اطلاعیه، پیام، نامه، سخنرانی و غیره از خودش صادر میکند صمیمانه توصیه میکنم که برای جلوگیری از پیچیدگی متن هنگام ترجمه و همچنیین جهت رعایت حال مترجم بیچاره به نکات زیر دقت کنند:
- درهنگام استفاده از استعارات و کنایاتی همچون خندیدن مرغ پخته به کیفرخواست اعترافیون (بیانیه اخیر جبهه مشارکت) ، تخم گذاشتن خروس زیر شکنجه نظام (نقل دویچه وله از یکی از مسوولان)، از دور سو سوزدن نور ولایت (سخنرانی آیت الله امامی کاشانی در جمکران)، شوری بیش ازحد آش پخته شده توسط حکومت (بیانیه اخیر جبهه مشارکت) به این نکته که ممکن است ترجمه وافی به متن این اصطلاحات در زبانهای بیگانه مضحک به نظر برسد توجه داشته باشند.
- از هموطنان آذری زبان (خصوصا جناب مهندس موسوی) صمیمانه خواهشمندم که حتی المقدور لطف فرموده و مطلب مورد نظر را برای یکی از دوستان فارس زبان بازگو کرده و به ایشان اجازه برگرداندن آن به نثر فارسی را مرحمت کنند (این کارحتی برای خود فارسی زبانان هم مفید است).
- از روحانیون عزیز که عادت دارند راه به راه از آیات قرآنی و روایات صدر اسلام نقل قول کنند تقاضا دارم که نام سوره، شماره آیه و آدرس کامل حدیث را هم ذکر کرده که مترجم بینوا بتواند با استفاده از تکنولوژی های جدید رسانه ای همچون " ترجمه قرآن و نهج البلاغه به بیست و چهار زبان زنده دنیا روی دیسک فشرده " (برای مثال http://www.p30download.com/archives/utility/useful_tool/download_quran_reciter_24_languages_full_mp3/)
مشکل خویش را حل کرده و مجبور به استخدام مترجم عربی نشود.
- به کار بردن عباراتی چون " خانواده عزیزان زندانی ... منتظر بودند تا در آستانه جشن ولادت منجی بشریت و احیاگر عدل و عدالت، حضرت ولی عصر (عج) ... بازگشت عزیزانشان ...را شاهد باشند " (ششمین بیانیه مجمع روحانیون مبارز) میتواند بسیار شبه برانگیز باشد و خواننده متن ترجمه شده را به این باور بیاندازد که جشن تولد یک عده کودک بیگناه به علت زندانی بودن (احتمالا) پدرانشان بهم خورده است.
- از هم میهنان عزیز و غیورهم که با حسن سلیقه و ظرافت خاص ایرانی مرتبا اقدام به ساختن شعارهای جدید مینمایند تقاضا دارم هنگام تراوش آنها دقت داشته باشند که در اثر کج فهمی بیگانگان اشتباها به جنبش صدمه وارد نشود. برای مثال شعاری همچون " پلیس ضد شورش احمدی رو بشورش " ممکن است در اذهان بیگانگان این تصور را ایجاد کند که مشکل مردم مظلوم و ستمدیده ایران با استحمام رییس جمهورغیرمنتخب قابل حل است.
با تشکر
دو سه هفته ای هست که رسیده ام اینجا، یعنی جسمم رسیده ولی دل و قلب و روحم هنوز در ایران است، تهران، تهران بعد از انتخابات که حالا دیگر سبز سبز است و حال و هوای متفاوت با همیشه دارد. از پنجره دفترم به آسمان نگاه میکنم، طبق معمول یک تکه ابر بزرگ پف کرده آنجاست. با خودم می گویم الان آسمان تهران چه رنگی است؟ یادم می افتد که آنجا ساعت 10:30 شب شده و حتما آسمان را صدای الله اکبر برداشته، خصوصا امشب بعد از پخش کمدی اعترافات!
نگاهم به صفحه کامپیوتر برمیگردد. ابراهیم نبوی عجب متن خوبی نوشته برای معترفین ... یکی گذاشته توی فیس بوک، از روی روز آنلاین. صفحه اول روز آنلاین را باز میکنم و مشغول خواندنم که یکهو یادم می افتد چند دقیقه ای است که بالاترین را نگاه نکرده ام. فوری در یک صفحه دیگر بالاترین را باز میکنم. حتما از آن موقع تا حالا حداقل ده تا لینک جدید داغ شده که من ندیده ام. آهنگ "من دچار خفقانم" استاد شجریان یکی از داغ شده هاست ... از معدود آهنگهایی است که این روزها گوشم به شنیدنش میرود ... آهنگ دارد پخش میشود ... روز نحس تحلیف نزدیک است و همه در بالاترین و فیس بوک و سایتهای دیگر در تلاشند تا ناامیدی و یاس ناشی از شوک اعترافات را به شور حضور در اعتراض به تحلیف تبدیل کنند. بعضی ها اما خیلی دیگر دارند تند میروند ... به امید آن روزی هستند که سر خامنه ای و احمدی نژاد عین همین بلاها را بیاورند و مدام حرف از تلافی میزنند. شاید هم حق دارند، شاید عکس العمل غریزی هر ایرانی به دیدن و شنیدن اخبار و فجایع این چند هفته اخیر همین باشد.
نیک آهنگ کوثر اما از حالا دارد همه را دعوت به آرامش و تصمیم گیری معقول میکند. به درستی از حالا نگران آن روزی است که دست این مردم خشمگین به احمدی نژاد و خامنه ای و قاضی مرتضوی برسد. نکند ما هم همین جنایات را به اسم انتفام تکرار کنیم. نکند ما هم در این دور باطل بیافتیم، مثل بعد از انقلاب که لاجوردی و امثالش روی ساواک را سفید کردند....
سایت سازگارا را باز میکنم... امروز هم مثل روزهای قبل با وظیفه شناسی تمام ده دقیقه فیلم از صحبت خودش ضبط کرده و گذاشته اینجا ... مخملباف هم یک داستان کوتاه راجع به شکنجه نوشته و اینکه چگونه یک انسان مبارز میتواند ظرف چند روزشکنجه روحی و جسمی به یک حیوان دست آموز تبدیل شود. چه داستان تلخی است ... اما چه خوب آدم را به درک حال و روز ابطحی و عطریانفرو بقیه وادار میکند. تمام بدنم شروع میکند به کرخ شدن...اشکها را هم که خیلی وقت است دیگر نمیتوانم جلویشان را بگیرم...
برمیگردم روی فیس بوک. یکی از بچه ها ویدئویی گذاشته که آموزش میدهد چگونه در برابر حمله با باتون ضد حمله بزنیم ضارب را از پا در بیاوریم. بدون اینکه لحظه ای فکر کنم میگذارمش روی صفحه خودم. فیلم در استرالیا درست شده ... همین که دارم با خودم فکر میکنم که استرالیایی ها دیگر چرا به چنین آموزشهایی نیاز دارند میبینم که پنج شش نفر دیگر از دوستان هم همین ویدئو را به اشتراک گذاشته اند ... با خودم میگویم آخر عمری ببین به چه روزی افتاده ایم...